خرید بک لینک
یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳، ۱۱:۴۸ ب.ظ فاصله#مزدک_پنجه‌ای فاصله‌ای هستم میان دو کلمهنفسی به هق‌هق افتادهرنجی کشیده تا پای دیوارشاخه‌هایی رها در آسمانقامتِ خورشیدی رنجورکه هر چه دست دراز می‌کند برابرش آسمانِ آبی استنوشته بود: فاصله‌ها چگونه برچیده می‌شوندوقتی برابرش دیوار است نگاهی از هیجانمی‌دانستم!هر گام که پا می‌گیرد در سنگهر نفس که باز می‌گردد به قلبهر تپش که عاشقانه می‌نشیند بر لبکم می‌شوند فاصله‌هابیشتر می‌شود انتظار این دیداراین رنجِ ناپایان کارِ آدمی که غم اتمامش نیستقصه‌های بی‌شمار کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:54

معشوقه باد یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳، ۱۱:۵۰ ب.ظ معشوقه‌ی بادبه تو که فکر می‌کنمپرنده‌ای هستم از آشیانه افتادهسربازی تیر خوردهخود را کشان کشان به خاک وطن می‌کشانددیواری بلند شده‌امخيابانی ممنوع که سیب کوچکی در آن جوانه زدهباید دوستت دارم را به آب می‌گفتمکه همسایه‌ی دریاسترودخانه که می‌شنودمی‌بردهیچ نمی‌گویدانبوهِ جنگلِ بغضموسوسه‌ای که در دلم قرار نمی‌گیردتنهایی پنجره‌ای شده‌ام که باران ریزِ توستدستی که دستِ توستفراموشی گزیده‌امیادی شده‌ام به وقت ِ مستی بادکه طعم پیراهنت را با خود به دوشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:54

دوشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۳، ۶:۳۱ ب.ظ کتاب ادبیات در وضعیت متاورس نوشته مزدک پنجه‌ای که به ارزیابی تأثیرات فضای متاورس و فناوری‌های دیجیتال بر ادبیات و شعر معاصر می‌پردازد، در دسترس قرار گرفت.به گزار ایسنا، این کتاب در دو بخش اصلی تدوین شده است: در بخش نخست این کتاب، نویسنده مفهوم متاورس را به‌عنوان یک فضای دیجیتال سه‌بعدی شرح داده و به این مسئله پرداخته که چگونه متاورس می‌تواند نظام‌های زبانی و ارتباطی و... را متحول کند. نویسنده با تکیه بر آرای فیلسوفانی چون هایدگر، بنیامین، مرلوپونتی، باختینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:54

یکشنبه ۹ دی ۱۴۰۳، ۷:۴ ب.ظ آرمان ملی- هادی حسینی‌نژاد: متاورس، جهان ناشناخته‌ای را پیش روی انسان قرار خواهد داد که در آن می‌توان حضور در مکان و زمان‌های مختلف را تجربه کرد. دست‌یافتن به چنین قابلیتی، چه‌بسا در فلسفه‌ زندگی دگرگونی‌های را ایجاد کند اما مشخصا تاثیر آن بر گرایش‌های خلاقانه‌ زبانی و ادبی چه خواهد بود؟ تصورش هم سخت است که مولف به جای خلق یک شعر یا یک داستان (یا حتی یک فیلم)، مخاطب را با بهره‌گیری از ابزار متاورس، رسما در خود «موقعیت» قرار دهد! طوری که فرصت دیدن، شنیدن و حتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:54

یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ۵:۲۸ ب.ظ گفت‌وگوی خبرگزاری ایسنا با مزدک پنجه‌ای+ شنبه / ۲۹ دی ۱۴۰۳مرگ تخیل یا شبیه‌سازی خلاقیتمزدک پنجه‌ای معتقد است: در وضعیت «متاورس» مرز میان خیال و واقعیت محو می‌شود و آنچه پیش‌تر در ذهن وجود داشت، به‌صورت عینی در دسترس قرار می‌گیرد و انسان نیازی ندارد تصویرها ذهنی خود را به‌تدریج شکل دهد، این مسئله ممکن است موجب کم شدن فعالیت ذهنی مرتبط با تخیل و در نهایت مرگ تدریجی آن شود.به تازگی کتاب مزدک پنجه‌ای با عنوان «ادبیات در وضعیت متاورس» که به مرور تأثیرات فضای متاوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:54

دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۳، ۵:۲۶ ب.ظ محدوديت تخيل شاعرانه در متاورسغياب عاطفه و رويامزدك پنجه‌ايروزنامه اعتماد، ششم اسفند هزار و چهارصد و سه، صفحه شش، شماره 5990: شعر يكي از خالص‌ترين جلوه‌هاي تخيل انساني است. اگر جهان‌هاي مجازي چون متاورس به شكلي كنترل‌ نشده، بر ذهن و زبانِ شاعر مسلط شود شايد تاثيري منفي بر توانايي شاعر و تخيل آزاد او بگذارد. شعر به‌طور مستقيم از تجربه‌هاي زيستي، طبيعت، روابط انساني و حتي بسياري از احساس‌هاي ملموس و غيرملموس انسان نشأت مي‌گيرد. بنابراين احتمالا حضور مداوم دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:54

سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴، ۱۰:۴۳ ق.ظ Hey!The people of Mars, don,t throw your stonesCan,t you see we are shaking ourhandkerchiefs?If we can,tThe wind dose it for us,We don,t have a quarrel.Many people would come to meet youIf you have water keep itWe will bring Bread[ Mazdak panjei]:آهای!آدم های مریخیسنگ نیندازید،مگر نمی بینید دستمال سفید تکان می دهیماگر نتوانیم باد تکان می دهدما که دعوا نداریمانسان هایبسیاری به دیدارتان می آیندآب دارید اگر کنار بگذاریدما نان می آوریم[ مزدک پنجه ای]ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:54

دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۴، ۱۱:۱۸ ق.ظ ارباببه من لطف کن ارباب!اجازه بده حرف بزنم!اجازه بده این خانه را آباد کنمیک روستایی می‌داند، طعمِ آبادی شبیه ویرانه‌های در زمان حاضر نیستترنم بهار است و رایحه‌ی زنبورهای عسل از شهد مزارع کُلزابیا و دست از سر ما بردارمن نه نهنگم که بتوانم پرواز کنمنه جوجه اردکی زیبا در قصه‌های شب گاهی یک «مریم نشیبا»1 هستم با چند قرص خواب با اضطراب درونی شده با خشونتی میهنی با فحش‌های رکیکِ عادت شدهمن رودِ روانِ یکْ جنگْ برگشته‌ام شب‌ها که می‌خوابم رگ‌هایم برای ساعتی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:54

سه شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴، ۸:۲۳ ب.ظ انسان دانا به مثابه انسان بی تجربهمزدک پنجه ای عنوان «حافظه فلش بیولوژیکی» در واقع افزونه‌ای است که به صورت «چیپ‌سِت» در مغز کار گذاشته می‌شود، و مغز انسان را تبدیل به ابر رایانه خواهد کرد. به نظر در این وضعیت انسان تبدیل به بحر العلوم می‌شود. بنابراین دیگر نیازی به گوگل و چت جی پی تی یا جمینی و هر هوش مصنوعی دیگری نخواهد داشت.ایلان ماسک در پروژه‌ی «نورالینک» دنبال تحقق این ایده و آرزوست.این ایده در راستای فلسفه‌ی «ترانس هیومنیسم» -فرا انسان گرایی- مطرح شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:54

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴، ۳:۴۵ ب.ظ تکنیسین بزرگ شعر حجممزدک پنجه ای نشریه نوشتا: یدالله رویایی از همان آغاز جوانی در پی خلق و ارایه‌ی نوترین جلوه‌های شعری بود. اولین اتفاق در زندگی شاعرانه‌ی او هنگامی رخ داد که اقدام به انتشار نخستین مجموعه شعر خود در سال 1340 با عنوان«بر جاده‌های تهی» کرد. اولین مجموعه شعر رویایی تاثیر به سزایی در شناساندن او به عنوان شاعر آینده دار داشت. به گونه‌ای که پس از انتشار مجموعه شعر «دریایی» در سال 1345 ناقدان و محافل ادبی تهران و نشریات هنری به تحسین این کتاب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:54

درگذشت شاعر و منتقد ارجمند جناب شمس آقاجانی، بسیار تلخ و دلهرهآور است. صبحها که هنوز کتری نجوشیده و خواب از سر نپریده، سراغ خبرها میروم و عجیب اینکه امروز صبح تلختر از چای تلخ آغاز شد. برای رویا تفتی نوشتم، چه صبح کریهی را آغاز کردیم. و متاسفانه مدتهاست که هر چه بر پیکر زندگی دستمال میکشیم، این کراهت پاک نمیشود. مرگ با امید انسان به زندگی چه میکند. با قلبهای عادت کردهی ما، با چشمهای متحیر، با آرزوهایی که میل پرواز داشتند، مرگ با آدم چه میکند....متن زیر را به مناسب انتشار کتابش و نقد و بررسی آن در اوایل دههی 90 در خانهی فرهنگ گیلان نوشتم، آن روز به همراه همسرش در نشست حضور یافت. متن را خواندم و با پوزش برای انجام کاری مهم نشست را ترک کردم، با خنده گفت کجا میروی، بنشین پاسخ دهم. نشد که بمانم، رفتم و تا به امروز هم نشد که پاسخش را بشنوم، شاید جایی دیگر بنشینیم و او در حالی که پوکی عمیق به سیگار میزند و من چای تلخم را مینوشم، از گذشته حرف بزنیم، از آرزوهایمان، از گزارش ناگزیری!نگاهي به مجموعه شعر «گزارش ناگزيري» اثر «شمس آقاجاني»مزدک پنجهای – شمس آقاجانی از جمله شاگردان کلاسهای شعر دکتر رضا براهنی در سالهای گذشته بوده است. او به اعتقاد برخی از منتقدانش رویهای محافظه کارانه نسبت به دیگر شاگردان دکتر براهنی و البته همنسلان خود در یکی، دو دهه اخیر داشته است. آفرینه «گزارش ناگزیری» عنوان دومین مجموعه شعر شمس آقاجانی است که نسخه چاپی آن توسط انتشارات بوتیمار و نسخه الکترونیک آن توسط نشر ناکجا در سال 1391 منتشر شده است. در بخش اول این کتاب که اختصاص به دو شعر با مضمون سفر دارد شاعر سعی کرده سویهای دیگر از سفر را پیش روی مخاطب قرار دهد. زبان روایی عنصر غالب شعرهایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1402 ساعت: 14:00

گفتگوی آرش عندلیب با مزدک پنجه ایتجربیات شاعرانه یک وکیل در کیفرخواستروزنامه آرمانشماره 1478پنجم بهمن 1401آرش عندلیب: مزدک پنجهای، شاعر، روزنامهنگار و وکیل دادگستری است و این موقعیتهای متفاوت، بعضا میتوانند در مراحل مختلف زندگی؛ خصوصا در ثبت و خلق یک اثر شاعرانه از یکدیگر تاثیر بگیرند؛ اتفاقی که در تازهترین مجموعه شعر او با عنوان «کیفرخواست» رخ داده است. پنجهای درباره تلاقی تفاوت و تغایرهای زیستیاش در این مجموعه میگوید: «در این مجموعه شما با دو شخصیت مواجه هستید؛ یکی دارای روحیهای لطیف و حساس و دیگری که میرود در صبحی رخوتناک، شاهد اعدام یک مجرم باشد.» او در بخشهایی از این مجموعه، تلاش کرده تا با تشریح تجربیات خود، این دو دنیا را در ذهن مخاطب، بهم نزدیک کند: «سعی کردهام موقعیت کاری خودم را در دادگاه به گونهای ترسیم کنم که مخاطب با تمام وجود آن را حس و استشمام کند. سپس مخاطب در وضعیتی قرار میگیرد که باید حق را به یکی بدهد.» شرح این تعاریف را در متن گفتوگو بخوانید.شما قبل از شاعر بودن - شاعري با پنج مجموعه شعر- فعاليتهايي در زمينه فرهنگ و هنر و ادبيات از جمله مديريت مسئولي نشريه دوات، مديريت هنري انتشارات دوات معاصر، عضويت در هياتمديره خانه فرهنگ گيلان، همچنين حضور به عنوان منتقد در نشريات معتبر، را در کارنامه ادبي داريد. همچنين قبل از همه اينها فرزند شاعري نامآشنا نيز هستيد. آيا فکر ميکنيد که شاعر به دنيا آمدهايد؛ يا با زندگي در خانواده يک شاعر و تحت تأثير ارتباطاتي که زندگي اغلب شاعران در جريان آنها شکل ميگيرد، شاعر شديد؟ و در ادامه توضيح بدهيد بنا به قول خودت (در يکي از شعرهاي همين مجموعه که پيرامون آن گفتوگو ميکنيم؛ يعني «کيفرخواست») با اينهمه وظيفه (ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: پنجشنبه 20 بهمن 1401 ساعت: 15:50

گزارشی پیرامون مراسم تدفین امیرهوشنگ ابتهاج در رشتسایهی درخت ارغوان در باغ محتشم رشتمزدک پنجهایساعت را روی شش و نیم صبح کوک کردم. زنگ که به صدا در آمد از خواب پریدم و بدون درنگ، لباس پوشیدم. به یکی از حلیم فروشیهای در راه سر زدم. یکی از دوستان شاعر با دوستش نشسته بود و غذا سفارش داده بود. همان اول صبحی فهمیدم که روز شلوغی را خواهیم داشت. غذایش که تمام شد گفت خیابان ورودی به محل تدفین را بستهاند. باید در خیابان رودباری جایی برای پارک کردن پیدا کنی. غذا را خوردهنخورده راهی شدم. درست گفته بود. با نوار زرد رنگی آن وقت صبح، راه را بسته بودند و ترافیک سنگین بود. ماشین را زیر درختی پارک کردم و پیاده در مسیر شدم. چهرههایی آشنا و غریبه در تردد بودند. اول صبح چیزی حدود پانصد نفری میشدند. خیابان هنوز سایه داشت و آفتاب بر پوست نمیلغزید. هنوز شرجی هوا توی تن نمیزد. در مسیر چند بنر که تصویر سایه بر آن نقش بسته بود، نصب شده بود. شعرها البته بیشتر بر مبنای سیاست اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان انتخاب شده بود و البته از شعرهای معروف سایه خبری نبود. به محل دفن رسیدم. هنوز قبر پر از گِل بود. کارگران شهرداری مشغول نصب فنسها بودند. صفحهی نمایش و باندها در خیابان چیده شده بود. کارمندان اداره ارشاد، حوزه هنری و برخی از مقامات و مسوولین امنیتی نیز پای کار بودند. انتظامات همان اول صبح بهطور محترمانه، مردم را از محل تدفین دور میکرد. خبرنگاران و عکاسان را هم پس از چندی به بیرون هدایت کردند. مجری که شاهد ازدحام جمعیت بود، بارها از مردم خواست از محل دفن خارج شوند و به سمت خیابان بیایند. گوشهای از خیابان تجمع زیاد بود و نظرم را جلب کرد. روی زمین تعداد قابل توجهی پوستر بود و ضمیمهی روزناادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 16:29

یادداشتی در پاسخ به گفتوگوی روزنامهی شرق با ضیاء موحدشعرهای ابتهاج فاقد شعریت استمزدک پنجهایگفتوگوی «احمد غلامی» با «ضیاء موحد» را در روزنامهی شرقِ سهشنبه 8شهریور خواندم. فارغ از صراحت لهجهی ضیاء موحد، و گفتوگوی پینگپونگی احمد غلامی که نشان از تبحر ایشان و شناختش نسبت به شعر ابتهاج داشت، آنچه موجب شد تا نسبت به بخشی از این گفتوگو واکنش نشان دهم، آنجا بود که ضیاء موحد، شعر ابتهاج را صرفاً مبتنی بر موسیقی و ریتم میدانست و کارکرد دیگری برایش قائل نبود. ایشان دربارهی شعر ابتهاج «امروز نه آغاز و نه انجام جهان است/ ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است/گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری/ دانی که رسیدن هنر گام زمان است» معتقد بود: «هزار تا بالاتر از این را مولوی و دیگر شاعران قدیم گفتهاند». و بعد به عنوان مثال شعر «ارغوان» ابتهاج را آه و ناله و رمانتیک میدانست که از جوهر شعر برخوردار نیست. موحد هر بار که در مقابل پرسشهای مصداقی غلامی قرار گرفت، سعی کرد به جای ارایه پاسخ منطقی به مصداق روی آورد. ایشان معتقد بود: اخوان در شعرش همین مفاهیم را به شکل نوتری میگوید و معتقد است حرفهایی که پیرامون شعرهای آقای ابتهاج زده میشود، ریشه در حرفهای آقای شفیعی کدکنی و غوغاسالاری امثال ایشان دارد. البته در جایی که میگوید شعرهای آقای ابتهاج بیان امروزی ندارد و از نشانههای امروزی به دور است، و در واقع معاصر نیست، نمیتوان ایرادی بر سخنش وارد آورد چرا که شعر ابتهاج ساحت مدرنی ندارد و به شدت به نمادهای شعر قدمایی وابسته است. اما در جایی که بیان میدارد: «شعرهای ابتهاج فاقد شعریت است» به نظر قضاوت ایشان منصفانه نیست. ضمن اینکه ایشان تعریفی از «شعریت» ارایه نکرده و با این اوصاف بیان اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 16:29

مزدک پنجهای در گفتوگو با «آرمان ملی» :روزنامه آرمان27 آذر 1401 شماره 1446 ص 7آرمان ملی- هادی حسینینژاد: در دهههای اخیر، شاهد گسترش و مطرح شدن تعاریف و ایدههای تازهای در قالب شعرهای دیداری- شنیداری بودهایم؛ آثاری که در واقع زیر عناوینی چون شعر «کانکریت» و شعر «اجرایی» دستهبندی میشوند و معادلهای مختلفی برای آنها در زبان فارسی مطرح شده است؛ از «شینما» و «عکاشی» بگیر... تا «خواندیدنی و «فتوشعر» و... مزدک پنجهای، شاعر و روزنامهنگاری که در سالهای اخیر، به تالیف کتاب «جریانشناسی شعر دیداری- شنیداری» همت گمارده معتقد است با توسعه فناوریهای دیجیتال و فضای مجازی، جریان تولید و انتشار گونههایی چون «شعر مستند»، «شعر رنگ»، شعرهای «شنیداری»، «شنودیداری»، «ویدئوهایکو»، «فتوشعر»، «شعرگرافی» به لحاظ کارکرد دیداری- شنیداری در فضای مجازی افزایش یافته است؛ آنچنانکه او شعر آینده و آینده شعر را، شعر «دیجیتال» میداند. آنچه در ادامه میخوانید، مشروح گفتوگویی است که به بهانه انتشار ویراست و چاپ دوم کتاب مزدک، با او داشتهایم. چاپ و ویراست دوم کتاب «جریانشناسی شعر دیداری- شنیداری» بهتازگی روانه بازار کتاب شده است. نخست درباره فرایند نگارش و انگیزهای که به انتشار آن انجامید توضیح دهید و اینکه در ویراست دوم، چه تغییراتی در آن اعمال شده است؟ضرورت نگارش چنین کتابی را در اوایل دهه هشتاد احساس کردم، با توجه به اینکه در دهه هفتاد شاهد رشد و پیشنهاددهندگی چندین جریان شعر در حوزه اشعار دیداری - شنیداری بودیم. خاصه اینکه در اوایل دهه هشتاد به دلیل توسعه امکانات فضای مجازی و همهگیر شدن آن (وبلاگنویسی) موجب شده بود تا شاعرانی که گرایش به چنین اشعاری دارند، بیشتر دیده شوند و بحثهایی کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 16:29

صفحه بندی